چکش‌های که نان می‌آورند؛ پسته شکنی در گرمای تابستانی قلعه‌نو
چکش‌های که نان می‌آورند؛ پسته شکنی در گرمای تابستانی قلعه‌نو

در این شب و روزها داغ تابستانی در بیشتراز کوچه و پس کوچه های شهر قلعه نو، صدا ضربات پیاپی چکش زنان و دختران جوان و نوجوان خسته‌ای را می‌شنوید، که امید به زندگی و برکت به سفره های شان به همراه دارد. پسته شکنی، که حالا به یک سنت دیرینه برای مردم و به […]

در این شب و روزها داغ تابستانی در بیشتراز کوچه و پس کوچه های شهر قلعه نو، صدا ضربات پیاپی چکش زنان و دختران جوان و نوجوان خسته‌ای را می‌شنوید، که امید به زندگی و برکت به سفره های شان به همراه دارد.

پسته شکنی، که حالا به یک سنت دیرینه برای مردم و به ویژه زنان و دختران بادغیسی تبدیل شده است، زنان و دختران در قلعه نو تا خیلی از ساعات نا وقت شب با انگشتان ظریف زنانه شان مصروف شکستن پسته هستند.

هرچند در گذشته، پسته شکنی به مثابه سرگرمی و یا کار در کنار تفریح بود و ماه ها ادامه پیدا می‌نمود اما حالا با افزایش فقر، بیکاری و رشد چشم‌گیر جمعیت شهری؛ این داستان درعرض چند هفته و ماه پایان می‌باید.

گل‌رُخ، بانوی ۴۰ ساله باشنده شهر قلعه نو، روای یکی از هزاران داستان پسته شکنی زنان در ولایت بادغیس است.

او که تجربه سال‌ها کوبیدن چکش‌ بر پسته‌ را دارد، اکنون در کنار دو دخترش که حالا باید سخت مصروف آموزش می‌بودند، روزهای داغ تابستان را با مغز کردن پسته سپری می‌کند.

وی می‌گوید:”خوب است، پسته می‌شکنیم از پول آن پیاز، کچالو و دیگر نیازهای خود را خریداری می کنیم، ازوقت‌ها پسته می شکستاندیم، اگرهمهِ روز پسته شکنی کنیم و دو نفر باشیم، تا هشت کیلو پسته مغز می‌کنیم”.

وی می‌افزاید که: این کار زحمت و خسته گی زیادی دارد و پولِ که بابت آن می گیرند، ناچیز و اندک است اما به گفته وی، در شرایط کنونی کمک خوبی برای خیلی از خانواده است.

او علاوه می کند که: اغلب انگشتان وی و دختران اش براثر اصابت چکش زخم و آسیب دیده است اما با آنهم کوشش می‌کنند که انگشتان شان را ببندند و به کار شان ادامه دهند.

سارا بانوی دیگری که در گوشه دیگری از شهر قلعه‌نو، صدای کوبیدن چکشش حتی از دیوارهای خانه‌اش فراتر رفته بی وقفه مشغول کار و شکستن پسته است.

او می‌گوید که از کودکی با این کار آشنا است؛ خوب به خاطر دارد، روزهای را که در کنار مادر و خواهرانش، شب تا دیروقت مصروف مغز کردن پسته بوده اند.

سارا علاوه نمود که:”سابق که بود، خیلی خوب بود؛ برای شکستن هر من پسته ۱۲۰ تا ۱۵۰ افغانی پول می‌گرفتیم، ولی حالا پسته بسیار کم شده و قیمت‌ها هم خیلی پایین آمده”.

وی می‌افزاید که: هر مبلغ پول را که از پسته شکنی بدست می آورد، مصرف هزنیه‌های منزل وخانواده اش می‌کند و به باور وی، در شرایط که مردم در وضعیت بد اقتصادی قرار دارند، این پول می‌تواند کمک هزینه خوب برای آنان باشد.

این خانواده‌ها برعلاوه دریافت مبلغ پول نقد بابت شکستن پسته، از پست و کالک آن در فصل سرما و یا زمستان برای گرمای و پخت و پز نیز استفاده می‌کنند.

گفته می‌شود که در حال حاضر بازرگان محلی در ازای شکستن یک ‌من (۸ کیلوگرام) پسته بین ۵۰ تا ۷۰ افغانی می‌پردازند.

ولایت بادغیس با داشتن نزدیک به ۳۰ هزار هکتار جنگل‌های طبیعی پسته در شمال‌غرب کشور، سالانه ده‌ها متریک تُن پسته تولید می‌کند.

بیشتر حاصل این جنگل‌ به صورت سنتی با دستان زنان، عمدتا در خانواده‌های نیازمند مغز و پروسس می‌شود.